تبليغاتX
بهترین خبر همین حضور توست

بهترین خبر همین حضور توست

 

 

خورشیدتو کی برده و کی سایَتو آتیش زده

که از پی اینهمه شب"شب رفته و شب اومده


درد فقر و غَنا نمی فهمد

دل که بد شد وفا نمی فهمد

ماه را برکه ای رصد می کرد

عشقبازی «چرا»نمی فهمد

درس تفریق یادمان دادند

دستهامان عطا نمی فهمد

دست منهای دست یعنی صفر

صفر هیچ ادعا نمی فهمد

آنقدر سجده با ریا کردیم

آسمان هم دعا نمی فهمد

من پرم از صدای تلخ و کبود

شاخه ام ریشه را نمی فهمد

این منم من"سرود سبز غریب

باغ دیگر مرا نمی فهمد

...

می شود از دوباره آغازید

زندگی انتها نمی فهمد.

 


شنبه ششم تیر 1388 |

 

ساقه شکستن رسم طوفان است

تو نسیم باش و نوازش کن.


...

ماه در برکه غرق چشمت نیست

عشق هم ابتدا نمی فهمد...

این منم من

صدای تلخ و کبود

شاخه ام ریشه را نمی فهمد

این منم من

سرود سبز غریب

نو بهارم مرا نمی فهمد...

...این تویی تو!؟عزیز همنفسم!

یرقانی به درد خوابیده

که شانه های عسل هم تو را نمی فهمد!؟...

 

 


جمعه بیست و نهم خرداد 1388 |

 

آبستن سقوط است صعود

 پیش از آنکه زمین

 دهانش را برایم باز کند

 آسمان روحم را می بلعد

 دل دل نکن!

ذهنت را به صعود نشسته ام

اندیشه کن مرا...

 

 

 

 


شنبه دوم خرداد 1388 |

 

کسانی که همه ی گفتار و اعمال تو را تحسین میکنند امین تو نیستند

آنهایی امین تو هستند که خطای تو را با مهربانی گوشزد میکنند.

                                                                    (سقراط حکیم)


گفت اگر روزگار بگذارد                 

 او خدای جدید می آرد

در زمین کدخدای روباهی     

  تخمهای دروغ می کارد

تا سری با رور شود روزی                   

 باید او را خدا بپندارد

آسمان با ورش عوض شده است     

 جای باران گناه می بارد

ذهنها را عمیق خیره شوید                       

کدخدا فکر بدبه سر دارد

عنکبوتی به زعم خود آگاه               

 دامهای سقوط می تارد


حرف تغییر را شنو شده است

قصه ی روزگار نو شده است

تشنه ی پول و جاه ومیز و  مقام

روی مکاریش ولو شده است

لاک پشتی عجوز و پابسته

چهره ای شاخص و برو شده است

با نقابی که گشته دست به دست

دزد دیروز هم زورو شده است

آدم از قحطی بهشت بگو

گندم این زمین درو شده است

عشق دستش به خونی آلوده است

مرگ در شهر ما وتو شده است.


تا به کی در قفس نوشته شدن

بی کس و همنفس نوشته شدن

قرنها دور ماندن از پرواز

روی خاشاک و خس نوشته شدن

پرسه در طعم تلخ شیرینی

در نگاه مگس نوشته شدن

چون خمیری به دست کودک درد

انفعالی و لس نوشته شدن

سالها توی آبگند زمان

در حباب هوس نوشته شدن

خیز و سیبی به دست رود بده

تا به کی در هرس نوشته شدن.

 

 


شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 |

 

پایین نیا خیال کبوتر مرام من

بالا بمان

ومبادا که خل شوی

من هم وسیع میشوم آنقدر و آنچنان

تا سهم بالهای تو را آسمان شوم .

 


سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 |

 

غزلی از سرکار خانم الناز سرخانلو کارشناس ارشد ادبیات 

رفت و مرا  برد از یاد هیچ اتفاقی نیفتاد

خاکسترم داد بر باد هیچ اتفاقی نیفتاد

خون می چکید از گلویم کس زخم من را نمی بست

بغضم جنون بود و فریاد هیچ اتفاقی نیفتاد

ای قاصدکها ببینید رفتست و یادش نماندست

قولی که یک شب به من داد هیچ اتفاقی نیفتاد

پژواک تنهایی محض هر تیشه  معنای یک مرگ

در کوه غم مرد فرهاد هیچ اتفاقی نیفتاد؟

مضرابهایم شکستند در گوشه ی داد و بیداد

من بارها رفتم از یاد هیچ اتفاقی نیفتاد

وقت خداحافظی بود چشمان من خیس و تنها

دستی برایم تکان داد هیچ اتفاقی نیفتاد

از راه بر گشتنش را هی نذر می کردم اما

هیچ اتفاقی نیفتاد ؛هیچ اتفاقی نیفتاد


غزلی ازسرکار خانم ستوده صداقت دانشجوی کارشناسی شیمی

گاه ازآرامش و آهنگ ،دلم می گیرد

بی توبا شعروشب وچنگ،دلم میگیرد

شعرمی خوانم وازحنجره ام می گذرند

"شب وصحراوگل وسنگ"دلم می گیرد

نقش دنیای من از رنگ شقایق خالیست

بازازاین هستی بی رنگ،دلم می گیرد

در نگاهم تپش ثانیه ها تکراریست-

-مثل تابیدن آونگ،دلم می گیرد

روزها ساز و نوا،شب فوران گریه

باز تکرار هماهنگ دلم می گیرد

شهر خوابید،کسی شعر مرا گوش نکرد!

شهر خوابست و دلم تنگ،دلم می گیرد.

 


غزلی از خودم

گفتی از هر عشق دیگر برترم

باز عشقم کفتر دل می برم

حرف خوبت ریشه زد در باورم

از ازل یاد تو را می پرورم

متن انشاهای من چشمان توست

درس عشقت را نخوانده ازبرم

بی تو باشم غرق ماتم می شوم

با تو در حال و هوایی دیگرم

ارزش دل اینقدر بالا نبود

تاج عشقت را نهادی بر سرم

در ازای عشق تو جانم کم است

باید از هر چیز و هر کس بگذرم

می روم "بهنام"را گورش کنم

لایقت "بهنام"دیگر پرورم

در حضور سبز خود کندی نکن

امشب از شبهای پیش عاشقترم


جمعه بیست و سوم اسفند 1387 |

 

...
تاریخ مرگ و ماتم است
این کهنه تقویم غم است
بی ترس دوزخ یا بهشت
از زندگی باید نوشت.

bs_hoor@yahoo.com

 

پیوندهای روزانه

yahoo

google

yahoomail

blogfa

 

مطالب اخير

چون کوه باش

معما

شاه بیت لحظه های ناب من!

 
 

پیوند ها

دکتر شهرام صداقت حور

وحید ضیایی

رضا نیکوکار/پرواز با تو باید

آیدین مسنن

انجمن شاعران مرده(پیام عزیز)

علیرضا عاشوری

سید مهدی موسوی

جواد زهتاب

ضیاءالدین مصباحی

دانلودجدیدترین ریتم و سمپل و ملودی

حسین ناصری ذاکر

دکتر بهنام ماضی

علی سعادتخانی

سعید نصار یوسفی

میثم پارساپور(خواننده)

آقای رستمی

روابط عمومی

روح الله احمدی

گروه انسانهاي سبز GPG

فاضل نظری

هانی شجاعی

عبدالجبار کاکایی

سید مهدی حسینی مزینانی

عاشقانه/مرزایی

 

امکانات جانبی

RSS 2.0